هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )

406

سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )

پيامبر او را ديد كه در حالى كه بارش را بر دوش مىكشد و به سرعت پيش مىآيد به او فرمود : اى ابو ذر تو تنها زندگى مىكنى و تنها محشور مىشوى و قومى از اهل عراق به تو بر مىخورند و غسل و دفن ترا عهده‌دار مىگردند . پس از وفات پيامبر به اسلام و يارانش وفادار ماند و نسبت به اجراى تعاليم آن همت گماشت و جز با حق و پيروان آن انس نگرفت و از باطل و سردمداران آن بيم نداشت . همواره و در همه كارى على ( ع ) را الگوى خود قرار داد و به يارى ستمديدگان و رنج‌كشيدگان مىپرداخت و از خشم و تازيانهء ستمگران نمىهراسيد و تحت تأثير باجها و بذل و بخششهاى فراوان قرار نمىگرفت . او از خليفه مسلمانان كه قاعدتا بايد به عنوان امانت‌دار اموال بندگان و منابع خدادادى باشد و آنها را به صاحبانشان تسليم كند شنيد كه به خازن بيت المال مىگويد ( اين اموال از آن ماست و غنايم تعلق به ما دارد به هر كس مىخواهيم مىدهيم و از هر كسى صلاح دانستيم دريغ مىكنيم ) . و الوليد بن عقبة و مروان بن الحكم و ابن ابى - السرح و امثال آنها از طاغوتچه‌ها را مىديد كه به مفسده‌جويى و حيف و ميل مىپردازند و دين و ارزشهاى آسمانى و هر آنچه كه اسلام آورده زير پا مىگذارند و هيچ حرمتى براى كسى قائل نيستند و از مصونيتهايى كه آنان را از خشم و نفرت مردم در امان مىدارد برخوردارند زيرا جزو هيئت حاكمه بشمار مىروند . علاوه بر اينها شاهد تفاوتهاى طبقاتى ، ارزشهاى قبيله‌اى و نژادپرستى جاهليت‌مآبانه‌اى كه اسلام با آن مبارزه كرد بود و مىديد كه هيچ مسلمانى اعم از آنكه وابسته به كدام طبقه و در چه مرتبتى باشد جايى ميان طبقه حاكمه ندارد مگر آنكه از دار و دستهء آنها باشد يا حلقه به گوش و تابع و در خط آنها باشد . ديگر در دورهء عثمان تفاوتى ميان دولتى كه محمد بن - عبد اللّه بنياد نهاد و با تشكيلات و سازمانى كه حقوق هر انسانى را به طور كامل در زندگى تأمين مىكند و با استثمار و بردگى انسان مبارزه مىكند و همهء امتيازات و اهرمهايى را كه از طاغوتها و ستمگران حمايت به عمل مىآوردند واژگون ساخت و هيچ كس را بر ديگرى جز به تقوى و عمل سودمند ترجيحى قائل نيست و سياهى و سفيدى پوست كسى ملاك ارزشيابى او قرار نمىگيرد ميان چنين دولتى كه در رأس آن عثمان قرار دارد با دولت ابو جهل و ابو سفيان و فارسها و روميان هيچ فرقى نبود . در دورهء عثمان اينها همه را ابو ذر و هر كس ديگرى مىديد و او در كنار ديگر كسانى كه قلبشان براى اسلام مىتپيد و هر كارى مىكردند تا نقطهء پايانى بر اين